گرچه نمی شود به تو رسیدیاحتی برای لحظه ای مالك قلب تو شد اما برای دوست داشتن تووسعت تمام دنیارادراختیار دارم ومی توانم تورا انقدر دوست بدارم كه همه باوركنند سهم من در زندگی تو بودی كه به ناحق ازمن ربودند....
دختري را مي شناسم که هر شب براي ستاره ها شعر مي خواند و آنها به او زبان آسماني مي آموزن
روزي پرسيدم: ديشب چه واژه اي آموختي؟
شرمنده نگاهم کرد و چشمک زد
حسادت میکنم.
دلم آغوش پر آرامشی را می خواهد که زیر باران گرمم کند.
دلم میخواهد کسی .
باشد.
...* باشد.
.........
...... باشد.
همه ی این بودن هایش فقط برای من باشد...فقط من
چه کاغذها که سپيدي دلشان از نام تو سياه شداز دل تنگي هايم
از احساسم
هزاران هزار صفحه سفيد کاغذ سياه شدند
کاغذها عاشق شدند
ولي تو..!ا
و رفیق نیمه راهی به خدا غرق گناهی
دیگه چاره ای ندارم می دونم در اشتباهی
تو دلم جائی نداری تو محبتی نداشتی
منو از ریشه سوزوندی دلمو تنها گذاشتی
یاد گرفتم توی زندگی برای اون که بفهمم چقدر دوستم داره هر روز به یه بهانه ای دلشو بشکونم
یاد گرفتم گریه ی هیچکس رو باور نکنم.
:یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم
بعضــی وقتــا هست که دوس داری کنـــارت باشه...
محکـــم بغــلت کنه...
بذاره اشــک بریزی راحــت شی....
بعـــد آروم تو گـــوشت بگــــه: " دیـــوونــه من کـــه بــاهـــاتــم
چه قدر فاصله اینجاست بین آدمها چه قدر عاطفه تنهاست بین آدمها کسی به حال شقایق دلش نمی سوزد و او هنوز شکوفاست بین آدمها کسی به نیت دل ها دعا نمی خواند غروب زمزمه پیداست بین آدمها چه می شود همه از جنس آسمان باشیم طلوع عشق چه زیباست بین آدمها تمام پنجره ها بی قرار بارانند چه قدر خشکی و صحراست بین آدمها به خاطر تو سرودم چرا که تنها تو دلت به وسعت دریاست بین آدمها
می دانستی برای نگاهم تنها بهانه ای؟
می دانستی وقتی تو را می بینم چیزی درونم می شکند و می ریزد؟
می خواهم بدانی شعله نگاهم،عطش از تو می گیرد
کنارت،ترس دور می شود
محو می شود و می میرد
نمی خواهم بدانی با نبودنت می میرم
دلتنگی درون دیده ام آب می شود
همچون غریبه ای خود را به تاریکی می بازم
بدان
معنای من
* آدمهایی که رنگ پریدگی پاییز را دوست ندارند، نمیفهمند که پاییز همان بهار است که عاشق شده است.
درد دل یک دختر دم بخت:
اول دبستان خواندیم آن مرد آمد.
سالها از آن روز می گذرد، هنوز اون مرتیکه نیومده!
نظرات شما عزیزان:
|